الشيخ البهائي العاملي
473
جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )
چون پارس « 1 » و باشه « 2 » و باز ، و شاهين و چُرز « 3 » و غيره . و در خريدن و فروختن خرس و شير و پلنگ و گرگ خلاف است . اصحّ آن است كه حرام است ، و بعضى از مجتهدين برحرمت آن نقل اجماع نمودهاند « 4 » و بعضى ديگر فروختن درندهها را جايز داشتهاند ، هر گاه قابل تزكيه باشند « 5 » چه انتفاع از پوست ايشان مىتوان يافت . هجدهم : خريدن و فروختن مال غير ، چون مغصوب و دزديده ، و لُقَطه پيش از تعريف يك سال و موقوفات عامّه و خاصّه چون وقف اولادى ، سواى موضعى كه استثناء شده ، چنانچه در بحث وقف مذكور شد . و همچنين خريدن و فروختن خاكهء طلا و نقره كه در دكّان زرگرى بهم رسد جايز نيست . [ 1 ] نوزدهم : فروختن كنيزى كه از آقا فرزند داشته باشد در غير موضعى كه استثنا كردهاند ، چنانچه در باب ششم در بحث استيلاد مذكور شد . بيستم : خريدن و فروختن چيزهايى كه مشترك باشد چون آب دريا و خاك صحرا ، پيش از آنكه در آن تصرّف كنند . [ 2 ] بيست و يكم : خريدن و فروختن زمينهايى كه امام [ 3 ] آن را به قهر و غلبه گرفته باشد و خانها و درختهايى كه در وقت فتح در آنها باشد . بيست و دوم : [ خريدن و فروختن تا وقت نتاج و همچنين ] ( و ) خريدن و فروختنِ نتاج « 6 » .
--> [ 1 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) [ 2 ] يعنى حيازت كنند . ( نخجوانى ، يزدى ) [ 3 ] و همچنين اگر غير امام گرفته باشد ، لكن به اذن امام . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) ( 1 ) جانوريست شكارى كوچكتر از پلنگ و او را يوز هم مىگويند . ( 2 ) جانوريست شكارى از جنس زرد چشم و كوچكتر از باز باشد ، و معرّب آن باشق است . ( 3 ) چكاوك . نوعى مرغابى كه آن را سرخاب گويند . ( 4 ) شيخ طوسى ، خلاف 3 : 184 مسألهء 308 . ومبسوط 2 : 166 . شيخ مفيد ، مقنعه : 589 . ( 5 ) علامهء حلّى ، قواعد 2 : 7 . ابن إدريس ، سرائر 2 : 221 . ابن برّاج ، مهذّب 2 : 442 . شهيد ثانى ، مسالك 3 : 125 . و - در بيشتر نسخهها نيست . ( 6 ) در بعضى از نسخهها : « نتاجِ نتاج » تصحيح شده است .